برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
احتمالا هفته آینده برای دو سه روزی بروم خانه مادری، با قطاری که به سمت شرق می رود... دلتنگی برای تو امانم را بریده. دلم حرف زدن با تو می خواهد، شنیدن صدات را، شده حتی برای ثانیه هایی کوتاه. بیا خواهش می کنم و بگذار قلبم با شنیدن صدای تو ریتم مألوف خود را باز یابد. لطفا بیا دلبرم... ق....
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
تو که نباشی، در که ببندی، مرا نشنوی، انگار هیچ کس در جهان نیست....
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
ق....! با من حرف بزن. بگذار با حرف های تو آرام بگیرم. صدایت را بشنوم و آن کلماتت مرا به مدار زندگی برگرداند، همان گونه که همیشه می کند... صدا زدن اسمت را با همه وجودم می خواهم. کمی آرامم کن با کلامت، با آن شعرهات که ترحلواست... بیا و دقیقه ای به بودنت بنوازم... دقیقه ای حتی... من بی قافیه های تو قوت زندگی ندارم و قافیه ی روزگار را می بازم...
بی شعر تو اگر هوایی هم باشد به نفس تنگ می آید...
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده
برچسب:
نویسنده: رضا میرزاده